نوشته ها



 

درباره مصاحبه مسعود کیمیایی با روزنامه شرق

چه نقد محترمانه فرج سرکوهی عزیز -که در بیش تر موارد موشکافانه به ماجرا نگاه کرده- و چه نوشته های دور از احترام برخی دوستان درباره مصاحبه جدید مسعود کیمیایی با روزنامه شرق، هیچ یک در درک "مدل" گفتاری/ نوشتاری" کیمیایی موفق نیست. کیمیایی مدلی دارد برای خودش در جمله بندیِ گفتاری و نوشتاری: جمله هایی که فعل ندارد، جمله هایی که فاعل ندارد، جمله هایی که اصلا جمله نیست و چند تا کلمه است که گاهی با ربط کنار هم می آید و گاهی بی ربط. فرقی هم ندارد وقتِ صحبت باشد یا زمان نوشتن. یک جور نثر مختص خودش است که شاید برای متن شاعرانه و عاشقانه جواب بدهد و بتوانی در چنین موضوعی حس و حال خوبی از آن بگیری، ولی در متن خبری و جمله گزارشی و آن چه قرار است بشنوی و بخوانی تا باخبر شوی از چیزی، در اغلب موارد می شود یک چیزِ پرتِ گنگِ نامربوط. کسانی که با کیمیایی نشست و برخاستی داشته اند این مدل را می دانند. سال ها پیش هم هوشنگ گلمکانی درباره جمله بندیِ نامربوط و بی ربط نویسی کیمیایی یادداشتی در ماهنامه فیلم نوشت. بدتر شدن موضوع در سال های اخیر هم این است که این بی ربطی و نامربوطی و پرتی، جزئی جدانشدنی از دیالوگ نویسی و فضاسازی و حتی کلیت فیلم های کیمیایی هم شده، تا نهایت می رسد به فاجعه "متروپل" که ملغمه ای از هر چیز نامربوط است.
حالا هم کل ماجرای این مصاحبه و دو اشاره خاصش به هدایت و فروغ برای کسی که کیمیایی را می شناسد، از همین مدل می آید و بس. به نظر من که با این مدل بی ربط گویی مسعود کیمیایی آشنا هستم، معنای حرف او در اشاره به نام این دو عزیزِ بزرگ، چیزی نیست که به ذهن اغلب دوستان رسیده. فضای کلیِ بحث و جمله های پس و پیش این دو اشاره را که بخوانیم و با مدل کیمیایی قیاس کنیم، در قد و قواره همان مدل است. با شناختِ این مدل، من این برداشت را ندارم که او می گوید با صادق هدایت "دیدار داشته" و خودش "شخصا" پیکر فروغ را شسته است.
در این موقع که کسی رو به روی کیمیایی می نشیند برای مصاحبه، هنر اصلی، هنرِ مصاحبه کننده است که بداند موضوع را و بشناسد این مدل را؛ تا هم در زمان گفت و گو بتواند با صراحت بیش تری سوال کند و دست کم متعجب شود از شنیدن حرفی پرت، و هم بتواند با اطلاعات جامعی که دارد، اشتباه های تاریخی و نکته های سوال برانگیز را بررسیِ دوباره کند و مطمئن شود از درستی اش، و از این ها مهم تر این که جمله بندی های نامربوط را به شکلی ویرایش کند تا مربوط به نظر برسد. نگاه کنید مصاحبه احمد طالبی نژاد را با همین مسعود کیمیایی در ماهنامه فیلم که همین چند روز پیش منتشر شده تا ببینید تفاوت مصاحبه کننده با مصاحبه کننده و تفاوت سردبیر با سردبیر از کجا تا کجاست!

 

ناصر صفاریان- 9 خرداد 1393