|
مستند سازان مستقل جایی در تلویزیون ایران ندارند |
|
پیش بینی می کنم همان سیستم نارسایی که تا به حال در مستند سازی تلویزیون وجود داشته قرار است در شکل گسترده تری به عنوان شبکه مستند راه اندازی شود . چرا که تا این زمان اندکی که تا راه اندازی این شبکه باقی مانده نشانه مثبتی به چشم نمی خورد . در همه جای دنیا شبکه های تلویزیونی ملی و حتی خصوصی برنامه های مستند را پشتیبانی می کنند . اما در تلویزیون ایران که دولتی است وموظف است بخشی از برنامه های خود را به مستند و فیلم های مستند اختصاص دهد این اتفاق نمی افتد . متن کامل این گفت و گو را که در شرق 9 مرداد منتشر شده از این جا بخوانید. |
|
|
|
|
تاريخ ارسال :
Saturday, July 31, 2010
|
ساعت
00:13
|
|
| ---------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
|
|
روزی که پخش فیلم های سینمایی در سوپر مارکت ها آغاز شد، کم تر کسی تصور می کرد ته ماجرا به ساخت فیلم های ویدئویی توسط ویدئو رسانه ها برسد. ولی حالا چیزی جز این نیست. تاثیر درازمدت این قضیه، نخریدن فیلم های سینمایی توسط شرکت های ویدئویی خواهد بود و آن ها ترجیح خواهند داد این بازار – به هر حال محدود – در اختیار تولیدات خودشان باشد تا تولیدات سینمای ایران. چرا که گذشته از سود فروش، بودجه تولید و خرید هم قابل مقایسه نیست. خطر اصلی هم که اکنون نشانه های آشکارش به چشم می خورد همین تن دادن به سلیقه مشتریان بقالی ها ست.
متن کامل این یادداشت را که در ماهنامه فيلم منتشر شده ، از این جا بخوانید. |
|
|
|
|
تاريخ ارسال :
Thursday, July 22, 2010
|
ساعت
01:21
|
|
| ---------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
|
|
مشكل اصلي آن جا رخ مي دهد كه به مرحله گره گشايي مي رسيم. اين جا همان جايي است كه حباب جذابيت ساختار و حتی منطق فيلمنامه مي تركد و استواري بناي فيلم فرو مي ريزد. نمونه هاي اين گونه سينمايي بايد طوري باشد كه وقتي بيننده متوجه بازي خوردن قهرمان- و خودش- مي شود، مو به تنش سيخ شود و روي صندلي ميخكوب شود و در بهت بماند و... هنوز از شوك بيرون نيامده، شوك ديگري به او وارد شود و نكته ديگري گره گشايي شود، مثل اغلب فيلم هاي معماگونه و فيلم نوآرهاي اين چنينی. ولي آيا «كيفر» هم همين است؟ متن کامل را از این جا بخوانید. |
|
|
|
|
تاريخ ارسال :
Thursday, July 08, 2010
|
ساعت
13:41
|
|
| ---------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
|
|
با روي كار آمدن مديران جديد سينمايي و پيش از آنكه مدير جديد مركز گسترش سينماي مستند انتخاب شود، نگرانيهايي ميان اغلب مستندسازان شكل گرفته بود؛ نگراني از ايجاد شرايط بدتر و بستهتر از قبل و آمدن آدمهايي كه همه چيز را براساس نگاه خودشان از نو بنا كنند. انجمن مستندسازان اين نگراني را به عنوان صنف در دل خود ميديد و به جز نامه مشتركي كه با انجمن تهيهكنندگان مستند به معاون سينمايي نوشت، در ديداري با مدير جديد مركز گسترش بهبيان نقطه نظر خود پرداخت. آن جلسه به هيچ نتيجه خاصي نرسيد و مدير جديد وعده داد در فاصله دو هفته با آمادگي اطلاعاتي بيشتر، جلسهاي جديد برگزار شود و درباره جزئيات هر تعامل و تفاهم (احتمالي) صحبت كنيم. آن زمان هنوز به نيمه ديماه 88 نرسيده بوديم ولي انتظار انجمن براي خبر مركز و جلسه بعدي همين طور ماند و ماند و ماند. متن کامل را از این جا بخوانید. |
|
|
|
|
تاريخ ارسال :
Wednesday, July 07, 2010
|
ساعت
20:17
|
|
| ---------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
|
دولت و سينما : تفاهم يا تقابل؟ |
|
آنچه در دفترچه سياستگذاري معاونت سينمايي جلب توجه ميكند ناديده گرفتن صنوف است، يعني پشت پا زدن به دستاوردي با اين همه سال پيشينه. شكل عيني و عملي اين سياست را هم در عملكرد مديران كنوني «مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» و ناديده گرفتن نقش انجمن مستندسازان ميبينيم. حالا سوال اينجاست كه آيا اين سياست بياتكايي به صنف قرار است خودش را در گلوگاه مشكلات مالي نشان دهد؟ آيا همانطور كه در روزهاي پاياني سال، معاونت سينمايي قول پرداخت داده بود ولي تاكنون عملي نشده، اين بار هم وضعيت همينگونه است؟...متن کامل |
|
|
|
|
تاريخ ارسال :
Monday, June 21, 2010
|
ساعت
00:03
|
|
| ---------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
|
سريال هاي ويژه را آدم هاي ويژه مي سازند |
|
سال ها پيش از اين و در زمانه اقتدار سينماي- اتفاقا موفق- هدايتي و حمايتي، فيلم ها را درجه بندي مي كردند و بر آن اساس، سرنوشت اكران شان مشخص مي شد؛ اين كه در چه فصلی روي پرده بروند و چه مدت آن بالا بمانند و قيمت بليت شان چقدر باشد و... . پس از آن، دوره ديگري آمد و درجه بندي ظاهري پس زده شد ولي در باطن ماند و ماند و ماند؛ روزي به نام سينماي ارزشي، روزي به نام سينماي ملي، روزي به نام سينماي فاخر و... . هر روز كسي آمد و از نوعي سينماي مورد پسند خود و همفكرانش حمايت كرد و در واقع، درجه «الف» پيشين را براي عنوان مورد علاقه خود در نظر گرفت.
متن کامل این یادداشت را که در همشهري ماه منتشر شده ، از این جا بخوانید.
|
|
|
|
|
تاريخ ارسال :
Sunday, June 20, 2010
|
ساعت
23:55
|
|
| ---------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
|
|
شايد پيش از اين هيچ كس تصورش را هم نميكرد كه معاونت سينمايي بتواند با عدم پرداخت بودجه، خانه سينما را اينگونه زير فشار بگذارد. ماههاي گذشته براي نخستين بار در تاريخ خانه سينما، هياتمديره مجبور شد مبالغي از سه تهيهكننده سينما قرض كند تا بتواند امور جاري از جمله پرداخت حقوق كاركنان اداري خود را پشت سر بگذارد. البته اين به جز متوقف ماندن بخشي از فعاليتهاي فرهنگي خانه سينما ست كه معلق و معوق مانده و به جز ندادن اقلامي مانند بن خريد مايحتاج و بن كتاب و... . خلاصه آنچه امروز در خانه سينما رخ ميدهد، مصداق همان مثال معروف «سرخي صورت با سيلي» است.
متن کامل را که در روزنامه شرق منتشر شده ، از این جا بخوانید. |
|
|
|
|
تاريخ ارسال :
Thursday, June 10, 2010
|
ساعت
12:35
|
|
| ---------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
|
هیچ فیلم سازی برای دریافت مجوز به ارشاد نخواهد رفت |
|
ناصر صفاریان کارگردان سرشناس سینمای مستند، معتقد است اتحاد موجود در میان فیلم کوتاهسازان و مستندسازان مانع از آن خواهد شد که آثارشان را برای دریافت مجوز عرضه در جشنوارههای خارجی به شورای پیشنهادی معاون امور سینمایی ارائه دهند.
کارگردان مستند «سهگانه فروغ فرخزاد» در این باره به خبر گفت: «در مورد فیلمهای داستانی از آنجا که مجوز ساخت از سوی اداره کل نظارت و ارزشیابی صادر میشود، این بخش میتواند به طور کلی نظارتی بر فعالیت فیلمسازان داشته باشد اما در عرصه فیلم کوتاه با توجه به ویژگی این نوع کار که اغلب بدون حمایت دولتی و به صورت شخصی صورت میگیرد، نظارت دولتی نمیتواند مفهومی داشته باشد.»
او دلایلی را که میتواند برای این تصمیمگیری وجود داشته باشد، چنین بیان کرد: «در دهه 60 نگاه اشتباهی در مورد فیلمهای ایرانی که از جشنوارههای جهانی جایزه میگیرند شکل گرفت. به این ترتیب که تصور میشد هر فیلمی که در جشنوارههای خارجی جایزه میگیرد، سیاهنمایی کرده است. به نظر میرسد شمقدری و همفکرانش در همان سالها از طرفداران این ایده بودند که امروز این قوانین را در مورد فیلمهای کوتاه و مستند مطرح میکنند.»
صفاریان ادامه داد: «درحالی برخی نگاهی اینچنینی به فیلم کوتاه و مستند و حضور جشنوارهای این آثار داشتند که برخی از فیلمهای موفق سینمای ایران در جشنوارههای جهانی موضوعی مربوط به دفاع مقدس داشتند و یا همانطور که در جشنوارههای خارجی مورد توجه بودند در جشنواره فیلم فجر نیز جایزه میگرفتند. این تصور اشتباه که تمامی جشنوارههای جهانی نگاهی سیاسی دارند در ذهن برخی مدیران وجود دارد و براین اساس هراس دارند که چه فیلمی به جشنوارههای خارجی میرود.»
این مستندساز و منتقد سینما اظهار داشت: «به لحاظ قانونی رخ دادن چنین اتفاقی و وجود این نظارت امکانناپذیر خواهد بود. چطور میتوان به قانونی نادرست استناد کرد و براساس آن پیش رفت.»
او با اشاره به اتحاد موجود میان اصناف سینمایی گفت: «اتفاقی که چند سال قبل در انجمن صنفی روزنامهنگاران رخ داد ممکن است دوباره تکرار شود. در آن مقطع اعلام شده بود که همه خبرنگاران باید کارت از وزارت ارشاد دریافت کنند،هیچ خبرنگاری برای دریافت این کارت به ارشاد مراجعه نکرد و تصور میکنم قانون جدید نظارت بر عرضه جهانی فیلمهای کوتاه و مستند هم سرنوشتی اینچنین داشته باشد.»
خبرآنلاین - 9 خرداد 1389 | |
| |
|
|
|
|
تاريخ ارسال :
Monday, May 31, 2010
|
ساعت
02:17
|
|
| ---------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
|
تسویهحساب: زنی برای گفتن |
|
مدتهاست فیلمهای میلانی درگیر لج و لجبازیهای زنانه/ مردانهای شده كه كمتر ربطی به خود فیلم دارد. در حالی كه ـ اتفاقاً ـ خود فیلمها آنقدر مایه و ملاط دارد كه بتوان به آن استناد كرد و ضعفها را بیرون كشید و نقد منفی نوشت. با نگاهی به كارنامهی او فیلم بسیار ضعیفی مثل زن زیادی یا اثر زیر متوسطی مانند واكنش پنجم هم میبینیم. فیلمهایی كه حرفهایش دیگر از جنس دیدگاه نیست و بهكلی بیانیه و شعار است. طوری كه لایهی داستانی/ خانوادگی هم از پس پوشاندن آن برنمیآید و ـ بدجوری ـ بیرون میزند. ولی اینجا هم بیشتر مخالفان ترجیح میدهند همان بحث «مرد بد» و «زن خوب» را دستاویز قرار دهند، نه ضعفهای خود فیلم.
ماهنامه فیلم - اردی بهشت 1389 |
|
|
|
|
تاريخ ارسال :
Wednesday, April 21, 2010
|
ساعت
19:23
|
|
| ---------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
|
فيلم جديد صفاريان : ترانههای عاشقانه ایرانی |
|
مستند خواب خورشید تازه ترین ساخته ناصر صفاریان آماده نمایش شد. به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این مستند به موضوع «عشق» در ترانههای ایرانی میپردازد و عشق و نفرت مطرح شده در ترانههای ایرانی از نظر سیر تاریخی و اجتماعی مورد بررسی قرار میگیرد. خواب خورشید نخستین فیلم از سهگانه صفاریان درباره تاریخ ترانه است که به تازگی آماده نمایش شده است و دو فیلم دیگر در مرحله تصویربرداری قرار دارد. در این فیلم جمشید ارجمند، سیمین بهبهانی، خاطره پروانه، ناصر چشمآذر، فواد حجازی، علی محمدرشیدی، پری زنگنه، محمد سریر، علی محمد شیرازی، علیرضا عصار، یغما گلرویی، علیرضا میرعلینقی و افشین یداللهی صحبت میکنند و باران کوثری حضور دارد. طرح، پژوهش، نگارش و کارگردانی مستند خواب خورشید برعهده ناصر صفاریان است و احمدرضا احمدی به او مشاوره داده است. سایر عوامل این مستند عبارتند از: تصویر و نور: بابک بذرافشان، تدوین: پیام پارسا و ناصر صفاریان، صدابرداران: بابک سالک و مهرداد دادگری، صداگذار: مهرداد جلوخانی، هماهنگی و برنامهریزی: ماهور احمدی، گروه گفتوگو: احمدرضا احمدی، شاهکار بینشپژوه، ماهور احمدی و ناصر صفاریان، عکس: پویان فقیری، تهیهکنندگان: ناصر صفاریان و مرکز گسترش سینمای مستند.
این فیلم ها را هم در این چند سال مرتکب شده ام که شرح آن بماند برای سایت جدید :
- آزادی در مه
- یک بطری آب
- خاطره در قاب
- بانو مرا دریاب |
|
|
|
|
تاريخ ارسال :
Sunday, November 15, 2009
|
ساعت
14:44
|
|
| ---------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
|
|