نوشته ها



 

نهمِ اسفندِ چهارصدوسه، یک سال قبلِ آن که جنگِ گسترده درگیرد و مردمِ رهاشده در بی‌پناهی و بی‌خبری، بی هشدارِ خطر و بی پناه‌گاهِ امن، زیر حمله سنگین دشمن قرار گیرند، نظام مقدس، هنوز و هم‌چنان، سرش گرمِ جای دیگر بود.

آن روز، دختر جوانِ سنتی‌خوانی را که داشت در اجرایی محدود، در جمعی چندده‌نفره، از سعدی می‌خواند، روی صحنه اجرای کافه گرفتند و بردند. اجرایش همان چند دقیقه‌ ماند و ناتمام. "تشویق به فساد و فحشا" هم شد اتهامش، برای چنین شعری و چنین پوششی و چنین برنامه‌ای.

آن روز، دو سال مانده بود به "روزگارِ شعارِ وفاق" و هنوز جنگی نشده بود که صحبتِ مردم بشود و "میدانِ خیابان". هنوز بنا نشده بود که دختران بی‌حجاب هم به میدان‌ها و خیابان‌های شهر بیایند و هنوز وقتش نشده بود که در تجمع شبانه باغ فردوس، فیلمِ کنسرتِ خواننده زن لبنانی پخش کنند و هنوز...

ولی حالا انگار دوباره وقتِ بازگشت است؛ حالا همین امروز که حکم بدویِ چهار سال زندان برای هیوا سیفی‌زاده بریده‌اند برای همان شعر و همان پوشش و همان صدا...

 



ناصر صفاریان
بیست‌وهشت/ مرداد/ چهارصدوپنج

 

 

پی‌نوشت:

دو متهم دیگر پرونده، به عنوان برگزارکننده، به دَه و هفت سال زندان محکوم شده‌اند.