برنامۀ آینده با فیلم برگزیدۀ جشن‌وارۀ سینماحقیقت

در جست‌وجوی فریده

کارگردانان: آزاده موسوی و کوروش عطائی

مدیر فیلم‌برداری: محمد حدادی

صدابردار: حسن شبانکاره

تدوین‌گر: حمید نجفی‌راد

صداگذار: انسیه ملکی

موسیقی: افشین عزیزی

تصحیح رنگ و نور: بیلی ویچگل

دستیار کارگردان: صدف صادقیان‌پور

مدیر تولید و عکاس: شاهین دانشفر

تهیه‌کنندگان: آزاده موسوی و کوروش عطائی

هشتادوهشت دقیقه     

درباره زنی به نام فریده که چهل سال پیش در حرم امام رضا (ع) رها شده و بعد از انتقال به شیرخوارگاه توسط زوجی هلندی به فرزندی گرفته و به هلند برده می‌شود. فریده که در طول این سال‌ها به‌خاطر ترس از سفر به ایران و عدم تمایل خانواده‌اش به وطن بازنگشته، چند سالی‌ست از راه دور جست‌وجویی را برای پیدا کردن خانواده واقعی‌اش شروع کرده و حالا برای اولین بار به ایران سفر می‌کند تا زادگاهش را ببیند و با سه خانواده که مدعی‌اند خانواده واقعی او هستند، ملاقات کند.

فیلم برگزیدۀ جشن‌وارۀ سینماحقیقت:

برندۀ جایزۀ بهترین فیلم هنروتجربه

برندۀ جایزۀ بهترین تدوین

برندۀ جایزۀ بهترین موسیقی

و برندۀ جایزۀ ویژۀ دبیر جشن‌واره

نمایش فیلم + نشست نقد و گفت‌وگو

منتقد مهمان: دکتر مصطفی جلالی‌فخر                            

یک‌شنبه، شش خرداد             

ساعت پنج بعدازظهر           

تهران، سیدخندان، ابتدای سهروردی شمالی، میدان پالیزی (شهید قندی)، کنار بانک مسکن، مرکز گسترش سینمای مستند                           

ورود برای تمام علاقه‌مندان، آزاد و رایگان است

سهراب: سینمای خاص

شمارۀ ویژۀ بهارِ ماه‌نامۀ فیلم همین روزها منتشر شده و از آن اتفاق‌هایی هم که همیشه رخ نمی‌دهد رخ داده و روی جلد خوبی دارد! پروندۀ خواندنی‌ای در این شماره هست دربارۀ چند سینماگرِ خاص و من هم دربارۀ سهراب شهیدثالث نوشته‌ام. چند خطی از مطلب را این‌جا آورده‌ام.

... سفرها و جست‌وجوی پیاپیِ وطنی برای کار و دل‌خوشی توسط شهیدثالث را می‌توان به شخصیتِ فیلم‌سازِ مهاجر/ تبعیدی منتسب کرد و او را در هر موقعیت جغرافیایی، بی‌توجه به نگاه سیاسی و دورۀ زمانی، در حال مبارزه با سیستمی دید که از نگاه او، اصرار به حذفش دارد. بهترین توصیف دربارۀ کلیت زندگی شهیدثالث شاید توضیحش درباره فیلم کوتاه «سیاه و سفید» باشد که در سایت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان آمده است: «سیاه و سفید فیلمی دربارۀ مسائل تبعیض نژادی نیست. کاربرد رنگهای سیاه و سفید تنها به خاطر متمایز ساختنِ دو نیرو در انسان است. نیروی متجاوز و بازدارنده و نیروی خلاق و آفریننده.»...

شمالِ بی شمال!

آخرِ هفته در ساری خواهم بود برای سخن‌رانی/ کارگاهی دربارۀ سینمای مستند. 

موضوع صحبتم هم این است: «تصویرِ واقعیت: از مشاهده تا دخالت»

متن کامل

با تو بدرود ای مسافر...

از این‌جا می‌توانید بخوانیدش.

«آیه‌های آه» در نمایش‌گاهِ کتابِ تهران

عرضم به حضور انور دوستان دیده و نادیده‌ای که در این چند روز پرسیده‌اند «آیه‌های آه» در نمایش‌گاه عرضه می‌شود یا نه: بله، کتاب در نمایش‌گاه هست.

آخرین نسخه‌های چاپ سوم کتاب در غرفۀ نشر نو، ناشر کتاب، به فروش می‌رسد:

مصلای تهران، نمایش‌گاه کتاب، شبستان، راه‌روی 21، غرفۀ 20، نشر نو (فرهنگ نشر نو)

اگر هم کسی علاقه‌مند به خرید کتاب بود و امکان حضور در نمایش‌گاه برایش نبود و کتاب در کتاب‌فروشیِ پیشِ چشمش نبود، امکان خرید اینترنتیِ آن فراهم است. این دوستان این‌جا را ببینند.

حسِ خوبِ گفت‌وگو

از این‌جا قابل خواندن است

زیرِ سنگینیِ سایه

 
 
شمارۀ جدید ماه‌نامۀ فیلم منتشر شده و من هم مطلبی دارم دربارۀ فیلم «لاتاری»
 
بخشی از نوشته:
... سازندۀ اثری که این همه ارجاعات سیاسی/ ایدئولوژیک چسبانده شده به فیلمش و حاشیه ساز است، چاره ندارد جز این که درگیر حاشیه‌ها باشد و این را هم بپذیرد که همین حاشیه‌ ممکن است به کلی چهره ای دیگر از او بسازد و او را که کارگردان کاربلدی در صحنه‌های زدوخورد و تیروتفنگ و انفجار و خوب بازی‌گرفتن و خوب فضاساختن است، از جای‌گاهی که می‌تواند داشته باشد، پایین و پایین‌تر بکشد. شاید روزی روزگاری، فیلم‌ساز هم خودش در نگاهی به پشتِ سر، متوجه شود رفتار لمپنی را منزه جلوه دادن و آدم ایدئولوژی‌زده را در موقعیت سوپرمن نشان دادن و همه چیز را به گردن خارجی انداختن و دامن زدن به اختلاف قومیتیِ ریشه دار و... اگر در فیلمش نبود و اگر در یک‌سومِ ابتدایی فیلمش دست می‌برد و ضرباهنگ بهتری به آن می‌داد، «لاتاری» می‌شد...
 

شروع دورۀ جدیدِ نمایش‌های مرکز گسترش

شروع دورۀ جدیدِ نمایش‌های مرکز گسترش، از هفتۀ آینده

یک‌شنبه‌ها، ساعت پنج بعدازظهر       

نمایش فیلم + نشست نقد و گفت‌وگو

با حضور فیلم‌سازان و کارشناسان

تهران، سیدخندان، ابتدای سهروردی شمالی، میدان پالیزی (شهید قندی)، کنار بانک مسکن، مرکز گسترش سینمای مستند        

از هفتۀ آینده، به عنوان مسئول این برنامه‌، در خدمت خواهم بود و خرسند از دیدارِ تازه با دوستان و دوست‌دارانِ سینمای مستند

برای خانۀ خورشید

در این‌جا

«طبیعت»ِ ساخته‌گی!

چندخطی دربارۀ سیزده‌به‌در. از این‌جا می‌توانید بخوانیدش.

ما را به سخت‌جانیِ خود، این گمان نبود

سال نودوشش، بدترین سال تمام زندگی‌ام بود. نه این که مثل هر چیز دیگری که مدام می‌گوییم بدترین و باز همان فردایش یک بدترینِ دیگر داریم و مدام در این چرخه‌ایم؛ نه. بدترین در مقیاسِ همۀ تجربه‌های زندگی و همۀ چیزهایی که قبلا اتفاق افتاده و به چشم دیده‌ام... متن کامل

رئالیسم + ایده‌آلیسم

دربارۀ فیلمِ خوبِ بدون تاریخ، بدون امضا در شمارۀ نوروزِ ماه‌نامۀ فیلم نوشته‌ام. می‌توانید از این‌جا بخوانیدش.

در خانۀ اندیش‌مندانِ علومِ انسانی

بهترین جلسه‌ای که می‌شد برگزار کرد برای گفتن حرف‌هایِ جدی‌ای که هرجا و هرزمان، امکان‌پذیر نیست.
 
***
ممنون از برگزارکنندگان و ممنون از علاقه‌مندانِ جدی‌ای که در پرازدحام‌ترین و بی‌وقت‌ترین روزهایِ اهالیِ شهر و در شلوغ‌ترین روزها و ساعت‌های مرکز شهر، جای خالی‌ای در سالن باقی نگذاشته بودند... و این همه، از جذابیتِ فروغی‌ست که در این روزهایِ شهرش اقدام پسندیده هم که می‌کنند و عکسِ زنانِ بزرگش را در قابِ بزرگ می‌آویزند، باز بنا بر ندیدن و حذفِ اوست از سوی تصمیم‌گیرندگانی که شکر خدا، دیدن و ندیدنِ مردمِ شهر ربطی به دل‌خواهِ آن‌ها ندارد.
 
 
عکس:
نشستِ «فروغ: از زن تا اجتماع»
با دکتر پروین سلاجقه و احمدرضا توجهی
خانهٔ اندیش‌مندانِ علومِ انسانی
بیست‌ویک/ اسفند/نودوشش

این چه رازی‌ست که هر بار بهار، با عزای دلِ ما می‌آید؟

برای رفتنِ لوونِ عزیز، در سایتِ سینماسینما نوشته‌ام. از این‌جا می‌توانید بخوانیدش.

فروغ: از زن تا اجتماع

خانۀ اندیش‌مندان علوم انسانی و گروه هنر انجمن اندیشه و قلم برگزار می‌کنند:

سلسه نشست‌های صدسال ادبیات ایران

با این توضیح مهم که بنده دیگر در هیات مدیرۀ انجمن مستندسازان نیستم و دوستان عزیز دیگری در آن‌جا حضور دارند. سه دورۀ پیاپی و نزدیکِ هشت سال در هیات مدیرۀ انجمن بودن، گاهی این اشتباه را برای برخی پیش می‌آورد.

در اصفهانِ زیبا

در اصفهان خواهم بود، در دانش‌کدۀ ادبیات و علومِ انسانیِ دانش‌گاهِ اصفهان؛ گرچه کوتاه، ولی خرسند از دیدارِ دوبارۀ شهرِ زیبا و دوستانِ عزیز.