سه فیلم و یک کتاب

سایت «کتاب‌نما» به مناسبت سال‌روز درگذشت فروغ ‌فرخ‌زاد، یادداشتی دربارۀ کتاب و فیلم‌های من منتشر کرده. اگر واقعا این‌گونه باشد که این‌جا نوشته، حس خوبی به آدم می‌دهد که به یک دردی خورده است به هر حال. می‌توانید از این‌جا بخوانیدش.

کجایی سید؟

این مطلب را برای سایت سینماسینما نوشته‌ام. از این‌جا هم می‌توانید بخوانیدش.

این هم نظر من دربارۀ جشن‌واره

بهترین فیلم:

 (انتخاب بهترین فیلم‌ها، نه با رضایتِ صددرصدی و با اماواگرهای اغلب فیلم‌نامه‌ای صورت گرفته است)

1-سرو زیر آب 2-مغزهای کوچک زنگ‌زده 3-تنگه ابوقریب  ...و عرق سرد

بهترین کارگردانی: بهرام توکلی (تنگه ابوقریب) و هومن سیدی (مغزهای کوچک زنگ‌زده) و محمدعلی باشه‌آهنگر (سرو زیر آب)

بهترین فیلم‌برداری: علی‌رضا زرین‌دست (سرو زیر آب) و حمید خضوعی ابیانه (تنگه ابوقریب)

بهترین تدوین: مهدی سعدی (مغزهای کوچک زنگ‌زده)

بهترین موسیقی: بهزاد عبدی (سرو زیر آب) و بامداد افشار (مغزهای کوچک زنگ‌زده)

بهترین طراحی صحنه: محمدرضا شجاعی (تنگه ابوقریب) و محسن نصراللهی (مغزهای کوچک زنگ‌زده)

بهترین طراحی گریم: سعید ملکان (تنگه ابوقریب) و ... (مغزهای کوچک زنگ‌زده)      

بهترین طراحی جلوه‌های ویژه میدانی: سعید روزبهانی (تنگه ابوقریب)

بهترین بازی‌گر زن اصلی: باران کوثری (عرق سرد) و مینا ساداتی (سرو زیر آب)

بهترین بازی‌گر مرد اصلی: جواد عزتی (تنگه ابوقریب) و بابک حمیدیان (سرو زیر آب) و امیر جدیدی (عرق سرد)

بهترین بازی‌گر مکمل زن: هدی زین‌العابدین (عرق سرد) و سحر دولت‌شاهی (عرق سرد) و سارا بهرامی (دارکوب)

بهترین بازی‌گر مکمل مرد: مهدی پاک‌دل (چهارراه استانبول) و فرهاد اصلانی (مغزهای کوچک زنگ‌زده)

انتخاب ویژه: موسیقیِ النی کاریندرو در فیلم بمب، که البته  ربطی به فیلم و صحنه‌هایش ندارد و جداگانه شنیدنی‌ست.

یک سالِ کم ستاره

 
این هم از ستاره‌بازیِ من، در سالی که واقعا خبر خاصی نبود که نبود. کم‌مایه‌تر از هر سال و تعدادِ خوب‌ها کم‌تر از همیشه. آن هم ستاره‌بازی‌ای دست‌و‌دل‌بازانه، با اغماضِ بسیار و به سعیِ وافر برای استفاده نکردن از دایرهٔ توخالی و نیم‌ستاره؛ با تاکید بر این که گرچه معیار مقایسه‌ای‌ست به هر حال، یک‌سان بودنِ ستاره‌های دو فیلم به معنیِ یکی بودنِ کیفیت نیست؛ و این بزرگ‌ترین اشکالِ این بازی است. ستاره دادن را خیلی نباید جدی گرفت و ستاره دادن فقط یک اعلام نظر است تا زمانِ نقد و توضیحِ نظر. ممنونم که دوستان عزیز، علاوه بر درکِ بازی، این را هم درک می‌کنند که این‌جا و این فضا، محلِ مناسبِ بحثِ چون‌وچرای ستاره‌ها نیست.
این قدر سالِ غیرجذابی بود که فقط حاضرم چهار فیلم ابتداییِ فهرستم را، آن هم با اماواگر و نادیده‌گرفتنِ اشکال‌های اغلب فیلم‌نامه‌ای، دوباره تماشا کنم و کوچک‌ترین علاقه‌ای به دیدن هیچ کدام از فیلم‌های دیگر ندارم. به همین خاطر هم اصلا عکس خودم را گذاشته‌ام برای این پست، در مکانی دور و فضایی دور از جشن‌واره!  :)
 
راه‌نما:
عالی *****
بسیار خوب ****
خوب ***
متوسط **
ضعیف *
بی‌ارزش 0
 
سرو زیر آب (محمدعلی باشه‌آهنگر) ۱/۲***
مغزهای کوچک زنگ‌زده (هومن سیدی) ***
تنگۀ ابوقریب (بهرام توکلی) ***
عرق سرد (سهیل بیرقی) **
امیر (نیما اقلیما) ۱/۲*
بمب (پیمان معادی) ۱/۲*
دارکوب (بهروز شعیبی) ۱/۲*
اتاق تاریک (روح‌الله حجازی) ۱/۲*
لاتاری (محمدحسین مهدویان) ۱/۲*
چهارراه استانبول(مصطفی کیایی) ۱/۲*
.
به وقت شام (ابراهیم حاتمی‌کیا) *
شعله‌ور (حمید نعمت‌الله) *
جادۀ قدیم (منیژه حکمت) *
جشن دل‌تنگی (پوریا آذربایجانی) *
سوءتفاهم (احمدرضا معتمدی) *
ماهورا (حمید زرگرنژاد) *
هایلایت (اصغر نعیمی) *
.
کامیون (کامبوزیا پرتوی) ۱/۲
مصادره (مهران احمدی) ۱/۲
خجالت نکش (رضا مقصودی) 0
امپراتور جهنم (پرویز شیخ‌طادی) 0
 
عکس: 
کافه خورشید، لواسان

کجا باید بریم؟!

یادداشتم دربارۀ روزبه بمانی، «ربوده‌شده» و «لاتاری»... در این‌جا.

بشاشیت به اجبار!

دربارۀ خوش‌حال بودنم و دربارۀ این که ناچارم خوش‌حال باشم، چند خطی نوشته‌ام. از این‌جا می‌توانید بخوانیدش.

فیلم‌های من در «ای‌کَسب»

فروش‌گاه اینترنتی ecasb در نخستین مراحل راه‌اندازی است و تخفیف‌هایی هم براساس تعداد خرید در نظر گرفته. فیلم‌های مرا هم عرضه می‌کند و می‌توانید صفحه‌اش را در این‌جا ببینید.

مصاحبه با خبرگزاریِ ایسنا

دربارۀ جشنوارۀ سینماحقیقتِ امسال، با ایسنا گفت‌وگو کرده‌ام. می‌توانید از این‌جا بخوانیدش.

مانعِ حرفِ دیگر

از این‌جا می‌توانید بخوانیدش.

یلدایِ بی‌شکیب

از این‌جا می‌توانید بخوانیدش.

عصبانی نیستم...!

دربارۀ عدمِ نمایشِ پس از سانسور و اعلامِ «عصبانی نیستم» نوشته‌ام و بی‌مسئولیتیِ مدیرانِ ارشاد. از این‌جا می‌توانید بخوانیدش.

خسته از هر چی که بود، خسته از هر چی که هست...

از این‌جا می‌توانید بخوانیدش.

از فردا، در سینماحقیقت

از سال نودودو به این طرف، نرفته‌ام جشن‌وارۀ سینماحقیقت. خاطراتِ خیلی خوبی از آن سال به جا مانده، همان طور که، در کل، سال خوبی بود برایم. ولی خب، بعد از آن گذاشتمش کنار. مثل خیلی جشن‌واره‌های دیگر و حتی خودِ فجر که در این سال‌ها، خیلی کم و به صورت انتخابی رفته‌ام سراغش. کمی گریز از جمع، کمی حوصلۀ ازدحام نداشتن، کمی حوصله نداشتن، کمی پیر شدن و روحیۀ پیرمردی و شاید و البته خیلی چیزهای دیگر.

راستش امسال هم تصمیمم بر نرفتن بود و موکول کردن تماشای مستندهای خوب به وقت و امکانی دیگر. ولی خب لطف دوستان نگذاشت و برگزاری نشستِ شبانه با فیلم‌سازان را سپرده‌اند به بنده. این گونه شد که از فردا تا پایانِ جشن‌واره، ساعتِ شش تا هشتِ شب در خدمت هستم. تعداد فیلم‌ها زیاد است و برنامۀ فشرده‌ای تدارک دیده شده. امیدوارم در زمان کوتاهی که باید به هر فیلم اختصاص پیدا کند، نه شرمندۀ دوستانِ رسانه‌ای شوم، نه دوستانِ فیلم‌ساز. سعی می‌کنم خودم اصلا حرف نزنم تا همۀ وقت بماند برای این عزیزان!

 

فیلم‌های خوبی در میان آثار هست و خوب است تماشایش را از دست ندهید. بگذریم که در حالت کلیِ سینمای امروز ایران هم معتقدم اگر کسی، همین طوری و بدون انتخاب، گذرش به سالن سینما بیفتد و برود یک مستند ببیند، فیلمِ بهتری نصیبش خواهد شد و راضی‌تر خواهد بود، تا این که همین طوری، تصادفی، برود یک فیلمِ داستانیِ سینمای اکرانِ موسوم به بدنه را تماشا کند!

........... 

جشن‌وارۀ مستندِ سینماحقیقت

تهران، پردیسِ چارسو

نوزدهم تا بیست‌وپنجمِ آذر

نُهِ صبح تا دوازدهِ شب

.........

عکس: بنده در دنیایِ پیرمردیِ دور از جشن‌واره‌ها، مثلا در حالِ پیاده‌رویِ صبح‌گاهی در محله‌مان!

شامِ باشکوهِ آخر

کازابلانکا، وداع، شکوه و... هفتادوپنج سالِ بعد.... در این‌جا