نوشته ها



 

...و این هم بزرگ‌ترین/ گران‌ترین پروژه‌ی تاریخ سینمای ایران

 

«محمد» ساخته‌ی مجید مجیدی را در نمایش ویژه‌اش تماشاکردم. مثل دیگر فیلم‌هایی که امسال در جشنواره دیدم، نوشتنِ مفصل درباره‌اش بماند برای بعد. ولی احساس اولیه‌ی پس از تماشا را شاید بشود در این چند جمله خلاصه کرد:
1- اولین فیلم فاخری‌ست که احساس می‌کنی پول هنگفت هزینه‌شده را دود نکرده برود هوا و حاصلِ این خرج‌کرد را می توان در فیلم دید.
2- اولین فیلم ایرانی‌ست که صحنه‌های جلوه ویژه‌اش چیزی از نمونه‌های خارجی کم ندارد و گویی به تماشای فیلمی آمریکایی نشسته‌ای. درست است که گروه تولید این صحنه‌ها ایرانی نیستند، ولی پیش از این هم دیده بودیم حاصل حضور خارجی‌ها را در سینمای ایران.
3- سه ساعت و ده دقیقه، مدت زمان مناسبی برای نمایش فیلم در ایران نیست و تماشاگر نمی‌تواند هیچ شاه‌کاری را با چنین زمانی تحمل کند. تازه این برای فیلمی با ضرباهنگ خیلی خوب است و بدون صحنه‌ی اضافی؛ ولی «محمد» لابه‌لای صحنه‌های جذابش کم ندارد صحنه‌های مطول و کش‌دار که می‌شود کوتاه شود و چیزی از اثر کم نشود.
4- به طور قطع فکرشده است و به قصد تاثیرگذاری بر بازار خارجی این انتخاب صورت گرفته؛ ولی جز دو قطعه‌، موسیقی زیبا و دل‌نشین فیلم، چیزی شبیه موسیقی کرال کلیسایی‌ست و تمام آواهایی که می‌شنویم یادآور نمونه‌های مذهبیِ مذهبی دیگر است و این برای فیلمی دربار‌ه‌ی مهم‌ترین فردِ یک دینِ دیگر، یک جور نقض غرض است.
5- سر و شکل کار حرفه‌ای‌ست و کارگردانی خوب است. بازی‌ها هم ترکیب خوب و بد است، ولی کلیت بازی‌ها بد نیست. کاش چهره‌پردازی هم مانند طراحی صحنه و لباس خیلی خوب بود تا می توانست به باورپذیری بهتر شخصیت‌ها کمک کند.
6- مهم‌ترین مشکل فیلم، مشکلِ مشابه چنین آثاری در این سال‌های سینمای ایران است. غالب فکر و ذکر و هوش و حواس فیلم‌ساز به مقهور کردن بیننده از طریق تکنیک بوده؛ و همذات‌پنداری و دل‌سپردن به شخصیت و قهرمان‌پردازی، طبق معمول می‌لنگد. مشکل فیلم‌نامه و در واقع قصه...
7- تاکید فیلم و فیلم‌ساز بیش از آن که بر وجوه معنوی شخصیت پیامبر باشد، بر وجوه ظاهری و فیزیکی متمرکز است و معجزاتی از سوی پیامبر اسلام در سنین کودکی در فیلم رخ می‌دهد که تا جایی که حافظه‌ی مذهبی بنده قد می‌دهد چنین ماجراهایی به ایشان منسوب نشده است. (البته این یکی باید دقیق‌تر جست‌وجو شود.)
8- روایت فیلم طوری‌ست که به اختلافات میان مسلمانان نزدیک نشود و در حد چند اشاره به اختلاف بنی‌هاشم و بنی‌امیه محدود بماند، تا اختلافی را دامن نزند و بازار احتمالی برخی کشورهای عربی را از دست ندهد.
9- فیلم مقدمه و موخره‌ای دارد درباره‌ی تحریم و شعب ابی‌طالب و این که تحریم‌کنندگان محکوم به شکست هستند و... سعی هم شده مفاهیم امروزی‌اش خیلی بیرون نزند؛ ولی خب به هر حال برای تماشاگر این‌جایی و امروزی معنای خاص خودش را دارد؛ و البته همان معنایی‌ست که کارگردان آگاهانه به فیلمش اضافه کرده.
10- «محمد» تجربه‌ی بی‌نظیر و روبه‌جلویی در سینمای ایران است و انجامش در سینمای ما -گرچه به کمک خارجی‌ها- لازم بوده و حتما باید اتفاق می‌افتاده. حاصل کار هم کلیت قابل تاملی دارد. ولی شخصا تماشای «الرساله» (مصطفی عقاد) را که فیلمی درباره‌ی انسان‌ها و شخصیت‌هاست به فیلمی که مهم‌ترین قوتش توانایی‌های کامپیوتری و باندسازی و صداسازی‌ست ترجیح می‌دهم. 
دل‌دادن به اثر، مهم‌تر از هر چیز است به نظرم.

 

ناصر صفاریان- 21 بهمن 1393